المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥٣ - تتمه بحث در اسم تفضيل
كه دروغگو و شرور كيست).
مصنّف گويد:
و اگر بواسطه « من » و ما بعدش در مقام اخبار بوده نه استفهام ندرتا ايندو (من و مجرور) براسم تفضيل مقدّم شدهاند.
شارح گويد:
منظور اينست كه اگر كلمه بعد از « من » از ادات استفهام نبوده و بواسطه اخبار كنيم حكم آنست كه من و مجرورش بعد از اسم تفضيل بيايند ولى بطور ندرت ديده شده كه برآن مقدّم شدهاند همچون آنچه در قول فرزدق آمده:
|
فقالت لنا اهلا و سهلا و زوّدت |
جنا النّحل بل ما زوّدت منه اطيب |
يعنى: پس آن محبوبه به ما گفت خوش آمديد و صفا آورديد و توشه داد به ما از آب دهانى كه در شيرينى همچون عسل بلكه از آن پاكيزهتر بود.
شاهد در تقدّم « منه » است بر « اطيب » كه حمل برندرت مىشود.
تتمّه بحث در اسم تفضيل
بين « افعل » و « من » نمىتوان كلمه اجنبى قرار داد و علتش همان است كه قبلا بآن اشاره شد و گفتيم « افعل » با « من » شبيه به مضاف و مضاف اليه است و چون بين متضايفين فاصله شدن باجنبى جايز نيست در شبيه آن نيز حكم چنين مىباشد ولى در عين حال گاهى در پارهاى از عبارات اجنبى بين آندو فاصله شده مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
لأكلة من اقط بسمن |
الين مسّا فى حشايا البطن |
|
|
من يثر بيات قذاذ خشن |
يعنى: همانا لقمهاى از كشك با روغن نرمتر است از حيث رسيدن در رودههاى شكم از تيرهاى منسوب به يثرب كه بىپر و زبر مىباشند.
قوله: و فروعهما: يعنى فروع افراد و تذكير كه عبارتند از تثنيه و جمع و تأنيث.
قوله: و لتجدنّهم احرص الناس الخ: آيه (٩٠) از سوره بقره.
قوله: اكابر مجرميها: آيه (١٢٣) از سوره انعام.
قوله: الناقص و الاشجّ: مقصود از « ناقص » عبد الملك بن مروان است كه بخاطر كم كردن ارزاق لشگر باين لقب مشهور شده و از « الاشجّ » عمر بن عبد العزيز است كه چون